صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )

357

شرح بر زاد المسافر صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين ) ( تحقيق آشتيانى ) ( فارسى )

باقى مانده است دون ديگر اجزا ، تحكّم و قول زور است . علاوه بر اينها جزء ترابى و خاكى موجود در بدن انسان در زمان حيات و هنگام تعلق نفس به بدن داراى تعيّن خاكى نمىباشد و خاك ، جزء مركبات مبهم و مضمّن و لا تعين است و خود ايشان فرموده‌اند كه : « . . . إنّ العناصر ليست بصورها باقية في المركبات كما هو الحق ، و على تقدير بقائها ليست بأجزاء للمركبات الحقيقية باعتبار صورها العنصرية المتباينة ، فإنّها بهذا الاعتبار كالحجر الموضوع بجنب الإنسان » [ 1 ] بلكه به وجه ابهام ، عناصر اجزاى مركب و ابعاض شيء واحدند و اصولا امكان ندارد آثار حاصل از صورت در مادهء مركب از عناصر آن هم مركب حقيقى ، در هر جزئى از اجزاء به يك اعتبار و با حفظ خصوصيت ، موجود باشد . اشكال ديگر آن كه مادامىكه نفس به بدن تعلق دارد ، چون بين اين دو اتحاد حاصل و بدن ، ظل نفس و روح ، مجراى حصول فعليات در بدن است ، آثار و ودايع حاصل از افاعيل نفس - افاعيل حاصل از وساطت بدن و تنزل ملكات نفسانى موجود در صقع نفس ، در بدن و ظهور آثار و خواص بعضى از لوازم نفس ، در بدن از باب آن كه بدن مقام نازل نفس است و از اين جهت هر بدنى از بدن ديگر ممتاز است - در نفس موجود است . و صورت تمامى بدن كه نفس باشد حافظ اين ودايع در بدن است . و بعد از موت و قطع تعلق از بدن آن هم انقطاع تام تعلق به نحوى كه در نفس هيچ حالت تعلق بعد از موت باقى نمىماند - و گرنه لازم آيد وجود جهت مادى در نفس و عدم بساطت نفس در حالتى كه يكى از ادله بر بقاى نفس ، بساطت آن و تجرد آن از ماده است - چه چيز حافظ آثار و ودايع خواهد بود ؟ بنابر مبناى حكيم محشى كه نفس وليدهء بدن است ، اشكال مذكور واردتر است ، پس توجه نفس به بدن بعد از موت آن هم يك جزء از بدن كه عنصر خاكى